فصل چهارم – ثبت وفات

 

ماده 22- وفات هرکس اعم از ايراني يا خارجي و همچنين ولادت طفلي که مرده به دنيا آمده يا بلافاصله پس از ولادت بميرد بايد به مامور يا نماينده ثبت احوال اعلام شود. وفات  ايرانيان در خارج از کشور به ماموران کنسولي محل اقامت يا به نزديکترين ماموران کنسولي ايران يا به سازمان ثبت احوال کشور اعلام مي شود وفات ايرانيان و خارجيان ساکن کشور را ماموران و نمايندگان ثبت احوال و وفات ايرانيان در خارج از کشور را بر حسب محل اعلام ماموران کنسولي ايران يا ماموران و يا نمايندگان ثبت احوال ثبت مي کنند. وفات بايد در سند ثبت وفات و همچنين در دفتر ثبت کل وقايع در صفحات مربوط به در گذشته و پدر و مادر او و شناسنامه متوفي ثبت و امضاء و مهر گردد. وفات خارجيان پس از ثبت به شهرباني محل اعلام مي شود و يک نسخه گواهي به سازمان ثبت احوال کشور فرستاده خواهد شد که به وزارت امور خارجه ارسال گردد ( اصلاحي 18/10/63 ).

تبصره – گواهي وفات به هر شخصي که درخواست کند تسليم مي گردد.
 

ماده 23- در سند ثبت وفات بايد اطلاعات زير قيد گردد :

1- محل ، روز ، ماه و سال وفات و تاريخ ثبت.

2- نام ونام خانوادگي و جنس و تاريخ تولد و شغل و شماره شناسنامه يا پروانه اقامت و تاريخ و محل صدور شناسنامه يا پروانه اقامت در گذشته.

3- علت فوت در صورتي که مشخص باشد.

4- نام و نام خانوادگي و شماره شناسنامه و محل صدور شناسنامه پدر و مادر در گذشته.

5- نام و نام خانوادگي و شماره شناسنامه و محل صدور شناسنامه و محل اقامت و سمت اعلام کننده.

6- نام و نام خانوادگي و شماره شناسنامه و محل صدور شناسنامه و محل اقامت و شغل گواهان.

7- نام و نام خانوادگي و امضاء نماينده يا مامور ثبت احوال و اثر مهر.

8- شماره و سري برگ مخصوص ثبت وفات.

9- محل توضيحات ( اصلاحي 18/10/63 ).
 

ماده 24- واقعه وفات بايد طبق تصديق پزشک و در صورت نبودن پزشک با حضور دو نفر گواه ثبت گردد. در مورد طفلي که مرده به دنيا آمده يا بلافاصله پس از تولد بميرد در صورت وجود پزشک در محل تصديق پزشک ضروري است و در صورت نبودن پزشک گواهي دو نفر کافي است. پزشکي که وقوع وفات به او اطلاع داده مي شود در هر مورد مکلف به معاينه جسد و صدور تصديق يا اظهار نظر مي باشد و در صورت امکان تشخيص علت وفات بايد تصديق شود و به هر حال يک نسخه از تصديق يا اظهار نظر خود را بايد به ثبت احوال محل در مهلت مقرر ارسال نمايد (اصلاحي 18/10/63).

ماده 25 – مهلت اعلام وفات ده روز از تاريخ وقوع يا وقوف بر آن است. روز وفات و تعطيل رسمي بعد از آخرين روز مهلت به حساب نمي آيد و در صورتي که وفات در اثناء سفر رخ دهد مهلت اعلام آن از تاريخ رسيدن به مقصد احتساب خواهد شد ( اصلاحي 18/10/63 ).

تبصره – ترتيب ثبت وقايع ولادت و وفات که پس از انقضا مهلت مقرر اعلام شود در آيين نامه اجرائي اين قانون تعيين خواهد شد.
 

ماده 26- اعلام وفات و امضاء سند ثبت وفات به ترتيب به عهده يکي از اشخاص زير است :

1- نزديک ترين خويشاوند متوفي که در موقع وفات حاضر بوده است.

2- متصدي يا صاحب مکاني که وفات در آن رخ داده است يا نماينده او.

3- هر شخصي که در موقع وفات حاضر بوده است.

4- ماموران انتظامي يا کدخدا.

تبصره – متصديان گورستان يا دفن مکلف به اطلاع وفات به ثبت احوال هستند (اصلاحي 18/10/63).

ماده 27 – در صورتي که وفات يا ولادت طي نامه رسمي از طرف ماموران انتظامي يا قضائي و يا ساير مقامات اعلام شود شماره و تاريخ اعلام نامه در سند درج و به منزله امضاء سند خواهد بود. (اصلاحي 18/10/63).

ماده 28 – در موارد زير اعلام وفات به عهده مقامات زير است :

1- در صورتي که وفات در اثر بروز سوانح از قبيل زلزله، سيل، طوفان و آتش سوزي شود مقامات انتظامي يا گروههاي امدادي حاضر در محل مکلفند واقعه وفات را ضمن ارسال صورت حاوي نام ونام خانوادگي و حتي المقدور شماره شناسنامه و محل صدور شناسنامه و سن متوفي اعلام نمايند.

2- وفات نظامياني که در زمان صلح در سربازخانه و يا ضمن مانورهاي نظامي يا در زمان جنگ واقع مي شود وسيله فرمانده قسمت با تعيين نام و نام خانوادگي و شماره شناسنامه و محل صدور شناسنامه اعلام مي گردد ( اصلاحي 18/10/63 ).
 

ماده 29 – در مواردي که مشخصات متوفي معلوم نشود يا به بعضي از اطلاعاتي که بايد در سند قيد شود دسترسي نباشد در سند وفات به جاي مشخصات عبارت (نامعلوم) نوشته مي شود تکميل مشخصات نامعلوم با هيئت حل اختلاف خواهد بود (اصلاحي 18/10/63).

ماده 30- مدرک ثبت وفات فرضي غائب مفقود الاثر حکم قطعي دادگاه است مديران دفاتر دادگاههايي که حکم قطعي وفات فرضي غائب مفقود الاثر از آن دادگاه صادر شده مکلفند يک نسخه از راي صادره را طي نامه رسمي به ثبت احوال محل ارسال دارند (اصلاحي 18/10/63).